شنبه بیست و ششم مرداد 1387
سلام سلام تفلد حضرت مهدی{ع} گفت پنج وارونه چه معنا دارد ؟♥ خواهر كوچكم اين را پرسيد♥ من به او خنديدم♥ كمي آزرده و حيرت زده گفت♥ روي ديوار و درختان ديدم♥ بازهم خنديدم♥ گفت ديروز خودم ديدم♥ مهران پسر همسايه پنج وارونه به مينو ميداد♥ آنقدر خنده برم داشت كه طفلك ترسيد♥ بغلش كردم و بوسيدم و با خود گفتم♥ بعدها وقتي غم♥ سقف كوتاه دلت را خم كرد♥ بي گمان مي فهمي♥ پنج وارونه چه معنا داردI♥
همه خوفن؟؟؟
رو به همه تبریک میگم
پنج وارانه
نوشته شده در ساعت 9:31 توسط میلاد |
دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387
سلام سلام!! دوستای گلم چطورن؟؟ همه خوفید؟؟؟ نیمه شهبان هم نزدیکه، ولادت حضرت ولی عصر رو به همه تبریک میگم. از اون روزی که عاشق شدم ۲ سال میگزره و از اون روزی که تونستم دلش رو بدست بیارم ۱ سال، همیشه دعا میکنم عشقم ماله خودم باشه و بهش برسم، مثله خیلی از آدما که عاشق شدن و به عشقشون رسیدن بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دار اگر دوچشم روشن عشق به تو نگاه کند دیگر تو از آن خود نیستی درکتاب خواندم دروغ بد است دیگر دروغ نگفتمل درکتاب خواندم عشق بد است دیگر کتاب نخواندم
![]()
~~~~~~~~>L O V E<~~~~~~~![]()
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم 
ساده بگویم نگاه زاده ی علاقه است
در کتاب خواندم سیگار بد است دیگر سیگار نکشیدم 
نوشته شده در ساعت 11:48 توسط میلاد |
پنجشنبه هفدهم مرداد 1387
سلام سلام!! حاله همه خوفی؟؟؟ ولادت امام حسین{ع} و حضرت ابلفضل رو به همه تبریک میگم یه روزی یه پسری بود که یه دختررو خیلی دوسش داشت....دلش می خواست تا آخر عمرش با اون دخترباشه.... اما....دختره همیشه می گفت : من اگر چشم داشتم و بینا بودم تا آخر عمرم باهات می موندم... من دوست ندارم توی تاریکی من تو حروم بشی..... و پسر بود که همیشه از این موضوع رنج می کشید و تو خودش می شکست و دم نمیزد.... تا این که یه فردی پیدا شد که حاضر شد به دختر چشم بده.... هردوشون خوشحال بودند...آخه دختره بیناشده بود و می تونست تا آخر عمر با اون پسر بمونه....اما همه چیز اینقدر ساده تموم نمی شد... دختر وقتی بینا شد دید که پسره نابیناست...به پسر گفت: تو هم نابینا بودیو به من نمی گفتی ؟؟؟ آخه مگه میشه؟؟؟به هر حال من دیگه نمی تونم باهات باشم...تو هم یکیو پیدا کن که بهت چشم بده تا بتونیم تا آخر عمر با هم باشیم....!!! اما پسر....لبخند تلخی زد و گفت:
چشمام مال تو![]()
عزیزم...عشقم.... میری به سلامت ....فقط....مراقب چشمهام باش....!!!
نوشته شده در ساعت 10:54 توسط میلاد |
چهارشنبه نهم مرداد 1387
سلام سلام!! هممه خوفین؟؟؟؟؟؟؟
مبارک مبارک عید همه مبارک مبعث حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله رو به همه ی مسلمونا تبریک میگم 



![]()
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شده
دل رمیده ما را انیس و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
نوشته شده در ساعت 10:47 توسط میلاد |
یکشنبه ششم مرداد 1387
سلام سلام!!!
حال همه خوبه؟؟؟؟ من که خیلی خوب و خوشحالم![]()
آخه امروز تولد بهترین کسمه![]()
گلم تولدت مبارک![]()

وقت رفتن هدیه ای دادم به تو حرف دل یا تحفه ای دادبه تو
تا که هر وقت دیده ات بر آن فتاد گفته های گفته ام آید به یاد
یاد آن شبها که تا صبح و سحر دوخته بودم دیدگانم را به
درتا بگویم یا که باز آ از سفر یا بمان یا نیز مرا با خود ببر
یاد شیهایی که با اندوه و آه چهره ات آید به یادم گاه
گاه هدیه ام آن قلب و احساس من است هدیه ات آهنگ تب دار من است
هدیه ای زیور شد ست از نام تو ناشکفته غنچه ای در باغ تو
پای آن گل هدیه باشد خار من نام این هدیه بود اشعارمن


کاش می شد با تو بودن را نوشت
تا که زیبا را کشم بر هرجه زشت
کاش می شد روی این رنگین کمان
نوشته شده در ساعت 2:15 توسط میلاد |
جمعه چهارم مرداد 1387
...سوگند قلبم بود ...وکیل دلم ...و حضار:جمعی از عاشقان و دل سوختگان قاضی اسمم را بلند خواند وگناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد! !!محکوم شدم به تنهایی و مرگ!! کنار چوبه ی دار از من خواستند: تا آخرین خواسته ام را بگویم ........و من گفتم به تو بگویند:
دادگاه عشق 
دوستت دارم برای همیشه 
~~~~~>s<~~~~~ 
نوشته شده در ساعت 8:59 توسط میلاد |
