سه شنبه ششم مرداد 1388
سلام سلام خوبین دوستای گلم خیلی وقت بود آپ نکرده بودم دلم واستون تنگ شده بود امروز تولد کسی هست که به خاطرش مینویسم اون اولا که تونستم بهش بگم دوسش دارم فکر می کردم دیگه همه چیز حله ولی نمی دونستم کار به جای می رسه که مثل الان حتی نمی تونم بهش زنگ بزنمو تولدشو تبریک بگم... نمی دونم این چیزا به خواست خودشه یا اینکه واقعا مشکلی پیش اومده.... نمی دونم... ولی من دوسش دارم تا آخر عمر... خیلی حالم گرفته خیلی کاری هم از دست من ساخته نیست به جز غصه خوردن...... راستی ۲۵ تیر هم تولد خودم بودکنکور هم دادیم بلاخره ماهم پشت کنکوری شدیم این چند روز همش عیده من دعا کنید، خیلی خیلی محتاجم به دعا، هرچی بدبختی ریخته رو سرم چه از نظر روحی چه مادی، حالا مادی رو میشه یه طوری درست کرد ولی.... روزی که غیر ممکنه هیچ جوری از یادم بره ~~~~~~~~>s<~~~~~~~~
![]()
![]()
![]()
انگار همه چیز داره از هم می پاشه
ولی فکرنکنم قبول بشم...
عیدتونم مبارم. راستی یکم واسه 
هجدهمین سالروزت مبارک
روز تولد تو میلاد هرچی خاطره![]()
نوشته شده در ساعت 14:50 توسط میلاد |