یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387
برای ناز چشمانت بی صبرانه می مانم دلم تنگ است بی یاد تو در این غربت نمی مانم تو هستی در وجودم تو را هرگز نمی رانم هیچ ادایی جای اون نازو اداتو نگرفت پیش هر نقاشی رفتم تو رو نقاشی کنه روی هر بومی زدیم رنگ چشماتو نگرفت
کسی در باد می خواند تو را تا اوج می خواهم

هر کی اومد پیش من یه ذره جاتو نگرفت
نوشته شده در ساعت 13:29 توسط میلاد |
